تبلیغات
.:: عاشقانه های پسر ایرونی ::. - پست های پسر ایرونی
سه شنبه هفتم آبان 1387

هدیه ...

   نوشته شده توسط: پسر ایرونی    


سه شنبه هفتم آبان 1387

... !!!

   نوشته شده توسط: پسر ایرونی    

" همیشه ماندن دلیل بر عاشق بودن نیست ، خیلی ها میروند تا ثابت کنند که تا ابد عاشق اند "


سه شنبه هفتم آبان 1387

و اما عشق ...

   نوشته شده توسط: پسر ایرونی    

" به خاطرعشق خودت زنده نباش ، به خاطر کسی زنده باش که به عشق تو زنده است "


سه شنبه هفتم آبان 1387

رنگ عشق ...

   نوشته شده توسط: پسر ایرونی    

در و دیوار دنیا رنگی است. رنگ عشق . خدا جهان را رنگ كرده است. رنگ عشق؛ و این رنگ همیشه تازه است و هرگز خشك نخواهد شد. از هر طرف كه بگذری، لباست به گوشه‌ای خواهد گرفت و رنگی خواهی شد. اما كاش چندان هم محتاط نباشی؛ شاد باش و بی پروا بگذر، كه خدا كسی را دوستتر دارد كه لباس‌اش رنگی‌تر است !


سه شنبه هفتم آبان 1387

حسرت ...

   نوشته شده توسط: پسر ایرونی    

میدونی حسرت چی را دارم می خورم ...؟! حسرت اینو كه حالا كه می دونم باید چی كار كنم دیگه نمی تونم و ای كاش ای كاش ای كاش اون موقع كه می تونستم می دونستم !


سه شنبه هفتم آبان 1387

سنگ عشق ...

   نوشته شده توسط: پسر ایرونی    

زمین عاشق شد و آتشفشان كرد و هزار هزار سنگ آتشین به هوا رفت. خدا یكی از آن هزار هزار سنگ آتشین را به من داد تا در سینه‌ام بگذارم و قلبم باشد.
حالا هروقت كه روحم یخ می كند، سنگ آتشینم سرد می شود و تنها سنگش باقی می ماند و هروقت كه عاشقم، سنگ آتشینم گُر می گیرد و تنها آتش‌اش می‌ماند.
مرا ببخش كه روزی سنگم و روزی آتش
مرا ببخش كه در سینه‌ام سنگی آتشین است


سه شنبه هفتم آبان 1387

تشنه ام هنوز ...!

   نوشته شده توسط: پسر ایرونی    

من با تو همه آب‌های جهان را شناور گشته‌ام
من با تو تمامی آسمان‌ها را به پرواز كشیده‌ام
و سراسر صحراها را طعم باران چشانیده‌ام
من از مرور تو، همه جام‌های گذشته را لبریز كرده‌ام
و تمامی لحظه‌های عشق را یك جرعه سركشیده‌ام
و تشنه‌ام هنوز !

تمامی دشت‌های هستی‌ام از آن توست
كاش گل‌های بیشتری داشتم
و چشمه‌های نوش‌تری
بر كدام موج آرام نشسته‌ای
كه در لالایی نگاهت
این همه آرامم می‌كنی
در گهواره چشمانی كه، دنیای مرا تاب می‌دهد


سه شنبه هفتم آبان 1387

تنها و خسته ام هنوز ...

   نوشته شده توسط: پسر ایرونی    

آهی اگر از سوز غریب عاطفه برآورم
تمامی آب‌های جهان آتش خواهد گرفت
نگاهی اگر اقیانوس مرا سرریز كند
چشمانت پراز آسمان خواهد شد
با این همه
گهواره مرا بجنبان عزیز
بر سینه خیال
كه من در ارتفاع شكوهناك خویش
كودكی تنها و خسته‌ام هنوز


سه شنبه هفتم آبان 1387

دوستی ...

   نوشته شده توسط: پسر ایرونی    

  دوست داشتن مثل بازی الاکلنگ می مونه اونی که عاشقتره همیشه خودشو میاره پایین تا عشقش از بالا بودن لذت ببره ...


سه شنبه هفتم آبان 1387

ای همیشه خوب ... فریدون مشیرى

   نوشته شده توسط: پسر ایرونی    

اى همیشه خوب
ماهى همیشه تشنه ام
در زلال لطف بیكران تو
مى برد مرا بهر كجا كه میل اوست
موج دیدگان مهربان تو

زیر بال مرغكان خنده هات
زیر آفتاب داغ بوسه هات
- اى زلال پاك - !
جرعه جرعه جرعه میكشم ترا بكام خویش
تا كه پر شود تمام جان من ز جان تو !

اى همیشه خوب !
اى همیشه آشنا !
هر طرف كه میكنم نگاه
تا همه كرانه هاى دور
عطر و خنده و ترانه میكند شنا
در میان بازوان تو !

ماهى همیشه تشنه ام
اى زلال تابناك !
یك نفس اگر مرا بحال خود رها كنى
ماهى تو جان سپرده روى خاك !

» فریدون مشیرى


سه شنبه هفتم آبان 1387

گلایه ...

   نوشته شده توسط: پسر ایرونی    

فراتر از بال
فراتر از خیال
فراتر از عشق
كجاست آن جا كه در من است
كجاست او كه با من؟
نمی‌یابمت تو را در آن‌جا
دلم بهانه می‌گیرد
تو را كه در این‌جایی
تو هم بهانه می‌گیری مرا
تو هم دست خالی برگشته‌ای
و ما از تهیدستی دلهامان
برای هم گلایه می‌كنیم ... !


سه شنبه هفتم آبان 1387

گلم ...

   نوشته شده توسط: پسر ایرونی    

سلام مهربانم، گلم، نازنینم
این آخرین نامه ای که از من دریافت می کنی چون دیگه توانی برای نوشتن وجواب نگرفتن ندارم
اول از همه ازت می خوام و خواهش می کنم به حرفام خوب خوب گوش بدی
آن روز گذشت ، روز جدایی
روزی که همیشه از آن هراس داشتم
آن روز گذشت و من گریان به خانه بازگشتم با کوله باری سنگین
سنگین و نفسی بریده و دلی شکسته و غمگین
آمده بودم
اینبار بی امید دیدنت برگشتم
آن روز گذشت
اما شکنجه گاه من از آن روز به بعد بود
روزها شکنجه ام می کردندو هیچ کس به دادم نرسید
کسی صدای جیغ و فریاد مرا نشنید
چه آنها که در اطرافم بودند و چه آنها که دورتر از همیشه
ای کاش که می مردم در این شکنجه گاه روزها
این جمله را هزاران بار با خودم تکرار می کردم
اما روزگار از من چیز دیگری می خواست
روزها ادامه یافت
اینک من نمی دانم قربانی کدامین اشتباه بشریت بوده ام
اینک من نمی دانم جزای کدامین گناه نکرده ام را پس می دهم
من قربانی سادگی و صداقت شدم
اما هیچ کس نفهمید
اما هیچ کس ندانست
چرا که کسی مرا باور نکرد
کسی به عهدش وفا نکرد
اما نمی دانم من به چیز و چه کس وفادار مانده ام
هیچ کس عهد مرا باور نکرد.


سه شنبه هفتم آبان 1387

کاش ...

   نوشته شده توسط: پسر ایرونی    

" کاش کودک بودم تا بزرگترین شیطنت زندگی ام نقاشی روی دیوار بود، ای کاش کودک بودم تا از ته دل می خندیدم نه اینکه مجبور باشم همواره تبسمی تلخ بر لب داشته باشم ، ای کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتی و درد با یک بوسه همه چیز را فراموش می کردم "


سه شنبه هفتم آبان 1387

سکوت ...

   نوشته شده توسط: پسر ایرونی    

حالا هزاران سال بعد از تو یاد سکوت خویش می افتم
شب نیست از اندوه چشمانت،پلکی به روی پلک بگذارم
ترسم فراموشت کنم ناگه، تا از خیالت چشم بردارم

من بودم وماه وشب وشعرم؛ ـ شعری که سهم چشمهایت شد!
حرفِ دلت با ماه می گفتی؛ ـ ماهی که هر شب داده آزارم ـ

اینگونه با من دشمنی تا کی؛ ـ دیگر به خواب من نمی ایی ـ
در کوچه باغ خواب رویاها ایا نخواهی کرد تکرارم

این چندمین بار است بی خوابی سهم من از چشمان ناز توست
هرگاه قرص ماه کاملتر، من نیز تا خورشید بیدارم

زیبا شبی بر چشم من بُگذر تا در وجودِ خویش دریابی؛
من شاعری آواره با عشقم ازشعر چشمان تو سرشارم

یک روز باران خوب یادم هست؛آهسته گفتی دوستم داری
با واژه های ساده اما سخت،گفتم که من هم دوستت دارم

حالا هزاران سال بعد از تو یاد سکوت خویش می افتم
یک شوق دیرین می دود در من، می‌خواهد از من خواب انگارم

فردا مرا از یاد خواهی برد، فردا؛ - همین فردا که می‌‌اید -
زان پس درونِ خود به آسانی روزی تو خواهی کرد انکارم.


سه شنبه هفتم آبان 1387

هدیه ...

   نوشته شده توسط: پسر ایرونی    


چهارشنبه دهم مهر 1387

هدیه ...

   نوشته شده توسط: پسر ایرونی    نوع مطلب :عاشقانه های پسر ایرونی ،


چهارشنبه دهم مهر 1387

پاییز ...

   نوشته شده توسط: پسر ایرونی    نوع مطلب :عاشقانه های پسر ایرونی ،

« دنیا مثل پاییزه هم قشنگه هم غم انگیزه ٬ قشنگیش به خاطره تو و غم انگیزیش به خاطره دوری تو » 


چهارشنبه دهم مهر 1387

چه زیباست ...

   نوشته شده توسط: پسر ایرونی    نوع مطلب :عاشقانه های پسر ایرونی ،

چه زیباست به یاد تو با چشمهای خسته گریستن
چه زیباست همیشه در تنهایی ترا حس کردن
چه زیباست در خیال با تو زندگی کردن
عزیزم نام تو بر قلبم  خالکوبی شده تا فراموشت نکنم
عزیزم همچون نفس کشیدن ترا به خاطر می سپارم
یک روز دیگر هم بدون تو گذشت ...


چهارشنبه دهم مهر 1387

عادت ...

   نوشته شده توسط: پسر ایرونی    نوع مطلب :عاشقانه های پسر ایرونی ،

به تو عادت دارم
مثل پروانه به آتش مثل عابد به عبادت
و تو هر لحظه که از من دوری من به ویرانگری فاصله می اندیشم .
در کتاب احساس واژه فاصله یک فاجعه معنا شده است
تو توانایی آنرا داری که به این فاصله پایان بخشی ...


چهارشنبه دهم مهر 1387

اگر ...

   نوشته شده توسط: پسر ایرونی    نوع مطلب :عاشقانه های پسر ایرونی ،

می خواهم ...
بدون اسارت دوستت بدارم
با آزادی كنارت باشم
بدون اصرار تو را بخواهم
با احساس گناه تركت نكنم
با سرزنش از تو انتقاد نكنم
و با تحقیر به تو كمك نكنم
و اگر تو نیز با من چنین باشی ، یكدیگر را غنی خواهیم !


تعداد کل صفحات: 13 1 2 3 4 5 6 7 ...