تبلیغات
.:: دفتر هشتم : عاشقانه های پسر ایرونی ::.
پنجشنبه هفتم بهمن 1395

همیشگی...

   نوشته شده توسط: پسر ایرونی    نوع مطلب :متن شعر موسیقی ها ،

اولش باور نکردم ، اون هم انگار عاشقم بود

هر چی از دلش بهم گفت ، حرفای دلِ خودم بود

وقتی دستاشو گرفتم ، خودشو دید توو نگاهم

اولش باور نمیکرد ، من تو عشق زیاده خواهـــم

عاشقم بمون همیشه ، باورم همیشگی شه

فرق بود و نبودنت ، فرقِ مرگ و زندگی شه



گاهی میترسم که شاید ، کلِ شهر با من رقیبه

تو که میدونی چی میگم ، غیر از این باشه عجیبه

بی دلیل یا بی اراده ، نگرانم میشی گاهی

پایِ عشق باشه عزیزم ، خودت هم زیاده خواهی


عاشقم بمون همیشه ، باورم همیشگی شه


فرق بود و نبودنت ، فرقِ مرگ و زندگی شه




پنجشنبه هفتم بهمن 1395

تا وقتی من هستم ...

   نوشته شده توسط: پسر ایرونی    نوع مطلب :دل نوشته های شما ،

تا وقتی من هستم،
تو به هیچکس نیاز نداری
 دوستت داشته باشد !

من عوض تمام آدمهایی که هرروز از کنارت رد می شوند،
با عجله،
بی آنکه حتی تو را ببینند
و شاید به تو تنه هم بزنند،
دوستت دارم !

من جای کارگرهای ساختمان
نیمه کاره ی توی کوچه تان دلم برایت لک می زند...

جای همه آنهایی که تو را نمی شناسند،
جای همه آنهایی که تو را میبینند،
جای همه آنها که نمی بینند،
من جای همه دوستت دارم !

من جای آنهایی که یک گوشه دیگر این دنیا زندگی میکنند
و نمی دانند
 تو دقیقا "تمام دنیای منی" دوستت دارم !

من جای کودکی که
نابینا متولد می شود،
چشم می گردانم برای دیدنت !
من عوض تمام آدمهای روی زمین دلم برایت تنگ می شود.
من تنهای تنها،
جای همه آنهایی که دوستت ندارند،
می پرستمت !

"هیچکس"
نمی تواند مثل من،
این همه ساده،
برای کسی دیوانگی کند...


پنجشنبه هفتم بهمن 1395

مردها...

   نوشته شده توسط: پسر ایرونی    نوع مطلب :دل نوشته های شما ،

مـردها دلتنگی هایشان را سیگار نمی کشند...
یا تویِ خیابان قدمش نمی زنند...
طفلکی ها مثل زن ها، لاک قرمز هم تسکین هیچکدام دردهایشان نیست...
مردها دلتنگی هایشان را توی عکس هایِ پروفایلشان فریاد نمی زنند...
مردها مغـرورند...
نمی توانند نیمه شب...
مدت ها پس از رفتنت برایت پیغام بفرستند که"دلم برایت تنگ شده، بانویِ هنوزِ شعـرهایِ شبانه ام..."
مردها
دلتنگی هایشان را نمی نوشند...
مست نمیکنند...
فراموش نمیکنــند...
مـردهــا
دلتنگی هایشان را می خـوابند...
آنقدر عمیق که، شاید دیگـر هیچ صبحـی بیدارشان نکننـد...
مـردهــا
دلتنگی هایشان را می میــرند...


پنجشنبه هفتم بهمن 1395

رفتن ...

   نوشته شده توسط: پسر ایرونی    نوع مطلب :دل نوشته های شما ،

اشکال ما آدمها این است که. . .
هر کدام به روش خود یکدیگر را دوست داریم، گاهی ظالمانه، گاهی خودخواهانه،گاهی مغرورانه،گاهی مالکانه
و نیز گاهی عمیقا" عاشقانه ...
و چقدر در راه و روشهای خود در نهایت دوست داشتن قلب یک دیگر را می شکنیم و احساس یکدیگر را جریحه دار میکنیم...
 وقتی پای رفتن پیش می آید
تازه به این فکر می افتیم که کجای کار ما اشتباه بود

رفتن همیشه با یک خداحافظی اتفاق نمی افتد....
گاهی رفتن در انبوهی از ماندن و بودن است..!


پنجشنبه هفتم بهمن 1395

تو نباز ...

   نوشته شده توسط: پسر ایرونی    نوع مطلب :دل نوشته های شما ،

درست همون لحظه که افکارت به بن بست رسیده
درست همون لحظه که فکر میکنی حالِ ادامه دادن نداری
درست همون لحظه
یه قلم و کاغذ بردار
همه ی اولویت های زندگیت رو بنویس
همه ی خواسته هاتو بریز رو کاغذ
حالا پاشو بزن تو خیابون
راه برو
با استرس...با ترس...
خوب به صدای قدم هات گوش کن
به صدای قلبت
تو داری حرکت میکنی!
این یعنی زنده ای
از یه جایی به بعد دیگه استرس و ترس از بین میره...
چون ازشون فاصله گرفتی....
حالا آروم نفس بکش!
حالا به اولویت های زندگیت فکر کن

به خواسته هات!
برای رسیدن بهشون باید حرکت کنی...
رو به جلو!
ترس و استرس همیشه هست
باید انقدر سرت گرمِ آرزوهات باشه
گرمِ رسیدن به اون زندگیه ایده آل
که ترس و استرس ها رو جا بذاری!
تو این همه سختی رو تحمل نکردی که اینجا وا بدی!
تو این همه تنهایی رو تحمل نکردی که به هر کسی اعتمادِ عشق کنی!
همراه شدن با آدمایی که نمیفهمنت یعنی دست انداز! یعنی ترمز!

اگه به هر کسی که وارد زندگیت شد چراغ سبز نشون ندی
اون کسی که انتظارشو میکشی
اون کسی که با تمام وجود قراره با تو باشه...
نمیدونم کِی و کجا...!
اما میاد سراغت
میاد که رنگ زندگیتو آبی کنه...
تو این همه راه نیومدی که حالا به بن بست برسی!

بلند شو و یه مسیرِ تازه پیدا کن...
میدونی چیه رفیق...؟
خیلی از آدمایی که اطرافت میبینی
زندگیه الانشون
با تصوراتی که داشتن فاصله داره!
میدونی چرا رفیق...؟!
چون باخت رو قبول کردن
اسلحه رو گذاشتن زمین!
خب همه میدونن تنها راه پیروزی جنگیدنه

اما همه نمی جنگن!
جنگیدن جرأت میخواد....
هدف میخواد...
خیلی از آدمای اطراف ما فقط دارن زندگی میکنن!
بدون خطر
بدون سراشیبی و سربالایی
بدون ماجراجویی
و اینا یعنی بدون لذت!
چون باخت رو پذیرفتن....
تو نباز..


پنجشنبه هفتم بهمن 1395

وقتی یکی دوسِت داره...

   نوشته شده توسط: پسر ایرونی    نوع مطلب :عاشقانه های پسر ایرونی ،

میگن وقتی یکی دوسِت داره همه چاله چوله های تو رو بلده ...
میدونه واسه چی ناراحتی ...
یا وقتی خوشحال میشی چشمات چه شکلیه ...
میدونه چه جوری به بخندوندت ...
یا چه جوری اشکاتو پاک کنه ...
بهونه ها تو میشناسه ...
اینکه یکی چاله چوله هایِ قلبتو پر کنه عالیه ...
اما وای به حال وقتی که
به هر دلیلی دیگه دوست نداشته باشه ...
میشه مثه تیر خلاص ...
درست وسطه قلبت ...
چون اون بیشتر از هرکسی میدونه
تو از چی میترسی ...
چیو دوست نداری ...
چی حالتو بد میکنه ...
و...
مردن تو از جایی شروع میشه که واسه خوب بودنت تلاش که نمیکنه هیچ ...
به چاله های قلبتم لگدهای محکم تر میزنه ...
اینکه یکی شمارو بلد باشه هم عاشقانه اس هم ترسناک ...
مواظب باشید که غافلگیر نشید!


پنجشنبه هفتم بهمن 1395

ذلتنگی...

   نوشته شده توسط: پسر ایرونی    نوع مطلب :عاشقانه های پسر ایرونی ،

روزهایی به تقویم و روزشمار عمرت اضافه میشوند
که میفهمی دلتنگی مثل یک آپشن جدید به تنظیمات زندگی ات اضافه شده و به صورت خودکار همیشه روشن است
یک روز مشکلاتی سر راه زندگی ات قد علم خواهند کرد که میفهمی آنهایی را که تا به امروز مشکل می خواندی کمدی ترین نمایش های زندگی ات بوده
یک روز میفهمی شنیدن هایی هستند که تا چه عمقی درد دارند و هرچه تا به حالت دلت را رنجانده خنده دار ترین شوخی آدم ها بوده..
یک روز می آید سیاه مطلق چنان روزهایت را در تار و پود بی انتهایی اش میتند که میفهمی خاکستری روشن ترین رنگ دنیا بوده..
یک روز می آید که روزهایت رنگ بی رنگی می گیرند و نه آمدن کسی  آنقدر هیجان انگیز است و نه رفتنش آنقدر مرگ آور..
از یک جایی به بعد احساست پوست کلفت می کند..
و دیگر بودن و نبودنت وزنی در این دنیا نخواهد داشت..
و نه هیچ آرزویی آنقدر شیرین و دست نیافتنی میشود و نه هیچ کابوسی آنقدر وحشتناک و آزار دهنده..
دیگر بالا و پایین رفتن های ضربان زندگی تکانت نخواهد داد
و هیچ کس نه برایت سنگ صبور است
و نه آینه ی د ‏ِق..!
فقط روزهایت
آدم هایت
رج به رج
عجین می شوند با بیخیالی ممتد...


پنجشنبه بیست و هفتم آبان 1395

فقط با تو عشقم

   نوشته شده توسط: پسر ایرونی    نوع مطلب :متن شعر موسیقی ها ،

دست منه توی دستاتو سهم منه همه دنیاتو

جون منی می مونم با تو

هرشب تو خوابمی رویاتو

بگو به خود من حرفاتو

می دونی نمی گیرن جاتو


فقط باتو عشقم ، می تونم آروم شم

بازم مثل هرشب ، بیا تو آغوشم

رو هرکی به جز تو ، چشامو می بندم

تورو میبینم تو آینده م

وقتی که پیشمی خوشحالم ، عشق اومده با تو دنبالم

چه سال خوبیه امسالم

عشق تو رو تا دلم فهمید زندگی واسه ی من خندید

خوشبختی بارون شد و بارید


فقط باتو عشقم ، می تونم آروم شم

بازم مثل هرشب ، بیا تو آغوشم

رو هرکی به جز تو ، چشامو می بندم

تورو میبینم تو آینده م


یکشنبه بیست و یکم شهریور 1395

خیلی دوستت دارم ...

   نوشته شده توسط: پسر ایرونی    نوع مطلب :متن شعر موسیقی ها ،

به تو احساسی دارم که بی نهایت کمشه
هرجا میرم دل من عشق تو دور و ورشه
نمیدونی برای تو دلم چجوری تنگه
وقتی به تو فکر میکنم چقدر برام قشنگه

♫♫♫

گذر زمان با تو حس نمیکنم اصلاً
اینو بدون عشقم جز خوبی نمیبینی از من
نمیدونی حالم تو که نیستی خیلی بد میشه
نمیدونی دنیا واسه من چجوری رد میشه

♫♫♫

کاری کردی دنیا واسه من قشنگ و زیبا شه
عاشق تو بودن برام معنی زندگی باشه
غمی نمیمونه برام با تو تا ته دنیا
تا تویی کنارم میدونم نمیمونم تنها

خیلی دوست دارم
من از فکر تو شبا بیدارم
من از زندگی بی تو بیزارم
عزیزم خیلی دوست دارم
خیلی دوست دارم
واسه تو چیزی کم نمیزارم
واسه تو خوشبختی میارم
عزیزم خیلی دوست دارم


یکشنبه بیست و یکم شهریور 1395

تقویم...

   نوشته شده توسط: پسر ایرونی    نوع مطلب :متن شعر موسیقی ها ،

تنهام که میذاری دلگیرو بی رویام
ساکت تر از دیوار خیره به ساعت هام
تنهام که میذاری از خونه میترسم
شب میشکفه توی چشمای بی حسم
نیستی که گُم میشم تو حسرتی مبهم
کی باورش میشه از تو نمیرنجم
تو میری و بغضی میلغزه رو فردام
تابلوی نقاشیت میسوزه تو دستام

 ♫♫♫

بی تو یه بازیچه رو دست تقدیرم
پر میکشم اما آروم نمیگیرم
پُر شده تقویمم از فصل تنهایی
دستتاتو کم دارم کجای دنیایی

نیستی که گُم میشم تو حسرتی مبهم
کی باورش میشه از تو نمیرنجم
تو میری و بغضی میلغزه رو فردام
تابلوی نقاشیت میسوزه تو دستام


شنبه سیزدهم شهریور 1395

عشق کمیاب...

   نوشته شده توسط: پسر ایرونی    

اگه یه روز یکی با همه ی قلبش دوست داشت
حواست باشه
تو خاص نیستی
اونه که آدم کمیابیه و در حال انقراض
مواظبش باش ...


شنبه سیزدهم شهریور 1395

رویا...

   نوشته شده توسط: پسر ایرونی    

هیچ رویایی به پای بیداریم با تو نمیرسد

خواب ها فقط خودشان را اذیت می کنند !!


شنبه سیزدهم شهریور 1395

با من باش...

   نوشته شده توسط: پسر ایرونی    

بی کلام اینجا باش

بودنت با دل من ، بی صدا هم زیباست !


یکشنبه ششم مهر 1393

معجزه...

   نوشته شده توسط: پسر ایرونی    نوع مطلب :متن شعر موسیقی ها ،

کنار من که راه میری به دنیام اعتبار میدی

با لبخندت به زیبایی یه بعد تازه بخشیدی

کنار من که راه میری غم کهنم کنار میره

بدون اینو که این احساس قبل از من نمیمیره

پیش تو غم این دنیا غمی نیست

میخوامت میخواستن حرف کمی نیست

هواتو دارمو همه جا میگم وقتی که پیشمی یه آدم دیگم



کنار من که می ایستی یه دنیا پشتمه انگار

واسه شکست من تنها ازم یه لحظه چشم بردار

واسه من که به غیر از تو کسی رازهامو نشنیده

مثل یه معجزه هستی که هر ثانیه رخ میده


پیش تو غم این دنیا غمی نیست

میخوامت میخواستن حرف کمی نیست

میدونم میدونی همه جا میگم

وقتی که پیشمی یه آدم دیگم


سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393

خاطره های سوت و کور...

   نوشته شده توسط: پسر ایرونی    نوع مطلب :متن شعر موسیقی ها ،

خواستم که از تو حرفات بفهمم نفهمیدم

شاید باید تو چشمات میدیدم نمی دیدم

به خودم گفتم که فرقی نداره

آخرش یکی باید پا پیش بذاره

آمدم همه چی رو بهت بگم ولی باز شک کردم

نمی دونستم حالا باید برم یا بر گردم

ترسیدم که منو دست کم بگیری

بری و این دلخوشی رو ازم بگیری

چی میشد تنهام نمی ذاشتی

توام ای کاش دوستم داشتی



چیزی نگفتی چیزی نگفتم

تا شدیم آخر از هم دیگه دور دور

وقتی از اینجا اونور دنیا

موندم یه مشت خاطره ی سوت و کور


ترسیدم که منو دست کم بگیری

بری و این دلخوشی رو ازم بگیری

چی میشد تنهام نمی ذاشتی

توام ای کاش دوستم داشتی

آخرش ساده گذشتم و یه روزی تو رو دیدم

خواستم از گذشته ها بگم ولی باز می ترسیدم

ولی گفتم دیگه فرقی نداره این حرفا دیگه معنی نداره

چشام بستم همه چی رو گفتم و خندیدم

ولی از اشکای گوشه ی چشم تو همه چی رو فهمیدم


همه چی رو فهمیدم...


فهمیدم خودم و دست کم گرفتم

آخرش تو رو از خودم گرفتم

فهمیدم پا پیش نمی ذاشتی

ولی انگار دوستم داشتی

ولی انگار دوستم داشتی


سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393

دارم میام ...

   نوشته شده توسط: پسر ایرونی    نوع مطلب :متن شعر موسیقی ها ،

چشمات ازم نگیری غمت رو به روم نیاری

می دونم گوشه ی قلبت جز من هیچکس و نداری

تو یه حس موندگاری مثل بارون روی بیشه

مثل من که دیگه جز تو عاشق کسی نمیشه

دارم میام اینو خواهش بکنم بذار دوست دارم رو ثابت بکنم

دارم میام ببینمت یه بار دیگه تو بغلم بگیرمت




من واسه هیچکس غیر تو حسم رو نمی کنم

جز عطر پیرهن تو من، عطری رو بو نمی کنم

من واسه ی داشتن تو تموم دنیام رو میدم

چون توی رنگ اون چشات تموم رویام و دیدم

دارم میام اینو خواهش بکنم بذار دوستت دارم رو ثابت بکنم

دارم میام ببینمت یه بار دیگه تو بغلم بگیرمت



سه شنبه هفتم مرداد 1393

فوق العاده...

   نوشته شده توسط: پسر ایرونی    نوع مطلب :متن شعر موسیقی ها ،

من یه عمره آزگار پی تو می گشتم
با یه قلب بی قرار پی تو می گشتم
دست روی دلم نذاز دست بذار تو دستم
آخه من دیوونه وار دل به تو بستم

مثل ابرای بهار باریده چشمام
توی بیداری و خواب تورو دیده چشمام
مثل ماه به من بتاب تا جون بگیرم
من دیگه بدون تو جایی نمیرم

جایی نمیرم تو فوق العاده ای
هرجا بخوای بری من همراه تو هستم
دستامو پس نزن اینو بدون که من
دل به عشق تو بستم منو از عاشقی منصرف نکن

من دیگه محاله که خام بشم
این علاقه خیلی وحشتناکه
حتی فکرشم نکن رام بشم
وقتی هستی من یه جوره دیگـم

غصه هام یکی یکی کم میشه
من رو عشق تو تعصب دارم
سر تو با همه حرفم میشه
با همه حرفم میشه تو فوق العاده ای

هرجا بخوای بری من همراه تو هستم
دستامو پس نزن اینو بدون که من دل به عشق تو بستم

تو فوق العاده ای من همراه تو هستم    دستامو پس نزن دل به عشق تو بستم


سه شنبه یازدهم مهر 1391

آرامش

   نوشته شده توسط: پسر ایرونی    نوع مطلب :عاشقانه های پسر ایرونی ،

چشمات آرامشی داره که تو چشمای هیچکی نیست

می دونم که توی قلبت به جز من جای هیچکی نیست

چشمات آرامشی داره که دورم میکنه از غم

یه احساسی بهم میگه دارم عاشق میشم کم کم

تو با چشمای آرومت بهم خوشبختی بخشیدی

خودت خوبی و خوبی رو داری یاد منم میدی

تو با لبخند شیرینت بهم عـشـق رو نشون دادی

تو رؤیای تو بودم که واسه من دست تکون دادی

از بس خوبی میخوام باشی توی کل رؤیاهام

تا جون بگیرم با تو ، باشی امید فرداهام

چشمات آرامشی داره که پابند نگاهت میشم

ببین توی بازی چشمات دوباره کیش و مات میشم

بمون و زندگیمون رو با نگاهت آسمونی کن

بمون و عاشق من باش بمون و مهربونی کن


تعداد کل صفحات: 33 1 2 3 4 5 6 7 ...